X
تبلیغات
زولا
از دختران قوچان تا دبی ، روزگار آنان و ما
این روزها در حال مطالعه نقش زنان در نهضت مشروطه هستم. بنظرم پروژه کمی سخت است ، منابع نیست و یا هست و با نگاهی متعصبانه کتابها نگارش یافته. یک کتاب تهیه کردم ، زیر نویس تصاویر کتاب حکایت از پیش داوری دارد چه برسد به متن کتاب که با نگاهی حق علیه باطل نوشته شده است! خوشبختانه کتابخانه دانشگاه نویسنده های مورد دار را نمی آورد و ندارد - مثلا آثاری از دکتر سروش نیست ، عجبا! این هم از عدالت و جامعه تکصدایی ما. در این میان کتاب دختران قوچان ، از یاد رفته های مشروطه را یافتم. با قلم پرتوان و نکته بین خانم افسانه نجم آبادی. از همین نویسنده کتاب دیگری هم با نام نقش زنان در متن مشروطه منتشر شده است ولی هرچه گشتم نیافتم. گویا در این دوران پر برکت علم و فرزانگی و دولت مهرورز تخم هر چی اندیشه را ملخ خورده است. به هر حال می گردم تا بیابم. مثل چیزهای دیگر که در قفسه های کتاب فروشی نیست و باید از بازار سیاه تهیه کنی. خواندن کتاب دختران قوچان مرا یاد دختران بدبخت ایرانی در بازارهای دبی انداخت. دخترکانی که با سن کمتر از ۲۰ سال و فقط بخاطر داشتن بکارت فروش می روند تا شیخ های عرب خلیج فارس شبی را به صبح رسانند و به عمر خویش بخاطر خوابیدن با دختری بکارت دار اضافه کنند. آن زمان وزیر داخله منکر این وضع می شد و در ادامه و بخاطر فشار مردم ، نمایندگان مجلس شورای ملی و نشریات آن زمان موضوع را قبول کرد ، و حال باز چنین می شود! افسوس که ما دور باطل را همچنان در هر زمینه ای داریم. دختران قوچان را بجای مالیات به اهالی تفلیس فروختند و حال بحث مالیات نیست ، ولی دختران ایرانی را در بازارهای عربی می فروشند.