X
تبلیغات
زولا
بر گرفته از نظر تارا

پیش ازآمدن تو آبی آرام اجازه جاری شدن را ندارد
شقایق عاشق عید  است و منتظر
آسمان غمگین است و چشم براه
پیش از آمدن تو قلبها بی ستاره و تنها....
غروب بی افق و سپیده دم بی نور....
فاصله ها مبهم و رویاها حقیقتی تلخ...
عشق احساسی غریب است وبهار بی مفهوم و پوچ.
پیش از تو چشمها در حسرت یک نگاه عاشقانه
وچراغ ساحل آسودگی ها در بی کرانی دریا ناپدید
پیش از تو نیازمند چیزی بودم که باورش کنم
و تو در راهی آرام و بی وقفه
اکنون به برکت آمدن توست...
که معنای واقعی شکفتن  عشق را درک میکنم
نشسته ام به انتظاری شیرین تر از هر شاخه نباتی . همین